تبليغاتX
وبلاگ طرفداران یاس
یکی دو روزیه که چشمات به آفتاب
باز شدن حالا دیگه شروع داستان توئه
مادر و پدرت مثله پاسدار
دیگه دورو بره تواَن و چشم به آفتابنو
(به خدا)
میگن اینو که بچه سالمه
تو دورش کن از هر چی ظالمه
گریه میکنی میدونم من شیر بهونه‌ست
اشک تو واسه ورود به این زمونه‌ست
تو 9 ماه و تو تاریکی سر میکردی
بدونی کجایی همین الان بر میگردی
تو فردا دریای دردارو دریاب
تنهای تنها هستی تو
(بدون اینو پس)
تو وقتی رفتی، به سمت سختی
یا درگیر هستی، تو دست تقدیرو
بعد میفهمی، فردی زخمی غمگین تسلیم هستی

بخواب با صدای من تا بنویسم از فرداهای دور دست زندگی
بیا تا بخونه این دله بی‌صبر از فرداهای دور دست زندگی

اگه پسری بابا میگه این عصای دسته
اگه دختری میمونی توی فضای بسته
حرف یاس حالا به حقایق وصله
تولد تو فقط واسه بقای نسله
پس بِت همینو میگمو میرم
که اینه رسمه زمین بی رگو بی رحم
یه چیزی داری میبینی و میگی عالیه
اینجا عصر آدمای دیجیتالیه
هر کی میاد واسه کمکت دست بگیره
فردا میخواد چند برابرشو پس بگیره
گریه ها واست همه واسه ریاست
دوستی که قبله گریه داشت پیاز پوست میکند
ما میخوایم گلوی همو با حرص بداریم
انگار از هم دیگه طلب کاریم ارث پدری
تو نمیتونی چیزی بگی بابایی بدونه
گریه کن تا مامان واست لالایی بخونه

بخواب با صدای من تا بنویسم از فرداهای دور دست زندگی
بیا تا بخونه این دله بی‌صبر از فرداهای دور دست زندگی

منو ببین که پره حرف چهره ام
گلوم میسوزه از مزه‌ی تلخ شعرم
گوش بده حالا که توی اوج حرفیم
به خدا نمیخوام بدم به تو موج منفی
ولی بدون خیلی زود پیر میشی
توجه کن که خیلی زود دیر میشه
عاقبت تولد تو اجله میدونی؟
چرا واسه بزرگ شدن عجله میکنی؟
معصوم و زیبایی، با دل پاک داری امید
مثله ماهی قشنگی، تو آکواریومی
تو کاش بتونی، که پاک بمونی
وجود خودتو ذره های خاک بدونی
چه تو روز روشن و چه آسمانه تاریک
به دنیا اومدی حالا شناسنامه داری
توی دنیای پره دردو خشونتی
ولی حالا که اومدی پس خوش اومدی

بخواب با صدای من تا بنویسم از فرداهای دور دست زندگی
بیا تا بخونه این دله بی‌صبر از فرداهای دوردست زندگی

بخواب با صدای من تا بنویسم از فرداهای دور دست زندگی
بیا تا بخونه این دله بی‌صبر از فرداهای دوردست زندگی...

+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/08ساعت 15:9  توسط s.g  | 

الو … الو …
نچ صدا....

الو
الو ، ساملیکم
خو چی شد پس اِ
بابا برسون دیگه این متاع رو لامصب
اینجا وایسادیم تو سرما
اِ
برسون بابا اینجا گاریکی پره ، نمیتونم من اینجا واستم تابله اِ
الو گوشی یه دیقه
این کیه داره میاد اینوری
چی میگه … اِ … قاطی کرده … چیه ؟
… …
بیا اینجا کارت دارم...
بیا کارت دارم...

بیا اینجا میخوام بترکونمت … بیـــا



بیا ، به تو نشون بدم چیکار کردی ، سیاه
بخت ، تو همه رو بیمار کردی
اونا رو آشنا به حشیش و سیگار کردی
چرا آخه تو باهاشون اینکارو کردی ؟
بیا ببین ، جوونای سرنگ تو دست
اینا همه کارای توئه رذل پست
پول بدجوری به دهن تو مزه کرد
زجرکش کنی جوونا رو تو رذل پست
عزم جزم ، بگم اینه اصل حرف
نسل من از امثال تو خسته هست
ترس من ، هست از نسل بعد
این طوری بریم جلو وطن میشه ورشکست
یه مشت از آدمای خمار بدبخت
گیر افتادن تو چنگ تو مار هفت خط
میگی میتونن برن بالا ستاره شن
ولی حلق آویز میشن اونا به دار شر
جای دلسوزی که بگی اونا چکاره شن
تو فضایی ولشون میکنی به نام شب
به نام حق ، وقتشه که پا بشم
با دفتر و قلمم میپوشم لباس جنگ


بذاریم بکشمش

از خماری بلرزم
بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصـد
رفیق ، میکروفونو بده به دستم
دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت
بذارین بکشمش

از خماری بلرزم
بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصـد
رفیق ، میکروفونو بده به دستم
دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت


بیچاره پدر و مادرایی که سینه سوخته ن
بچه هاشون خودشونو به چی فروختن
مادرش میگه ای کاش تو شکمم میشد سقط
تا که بشینه جلوم بشه آیینه ی دق
خواهر و برادرای خمار و در به درم
درد و بلاتون بخوره رو فرق سرم
خط پیری افتاد رو صورت مادر افتاد که چی ؟
که امروز تو واسه اونا معتاد بشی ؟
نه بازی میکنم برات فیلم آیینه عبرت
نه پند میدم بگم راه و چاه اینه هی مرد
فقط میگم دیدی با تو چیکار کرد ؟
جونتو پولتو با روحتو شیکار کرد
نوکران شیطانـن اینا روی زمین
توی کمین ، که بکوبنت روی زمین
اولش فرشته ان و آخرش یه جـــلاد
من از شر شیطان پناه بردم به الله
اینو بدون هر کی ساخته شده بهر کار
یه لجنم میخواد به تو بده زهرمـــــار
ظلم کردی به خودت ، پس بزن داد
" خودم کردم که لعنت بر خودم بــــاد "


بذاریم بکشمش

از خماری بلرزم
بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصـد
رفیق ، میکروفونو بده به دستم
دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت
بذارین بکشمش

از خماری بلرزم
بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصـد
رفیق ، میکروفونو بده به دستم
دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت

کاری کردی اونا از خماری بلرزن
بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصد
ساشا ، میکروفونو بده به دستم
دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت چرا اینکارو میکنی ، خیلی مشکل کمه ؟
که اضافه میکنی به این پشت خمه
پدر و مادرایی که با خون جگر
بزرگ کردن بچه هاشونو خاتون و پدر
و کانون گرم خونه رو تو میپاشی از هم
والدینشونو ، تو میکشی از غم
سابقه ی بازداشت و پاسگاه
خوبی بدتو راز دار تو دادگاه
برات عادت شده بازخواست تو آس پاس
که سرهم میکنی داستان چه آسان
لعنت به پول که هدف راهته
اون دنیا بر علیهت ، منم یه شاهد
دعا کن نبینی منو فقط تو راهت
که میکشمت به خدای احد و واحد


بذاریم بکشمش

از خماری بلرزم
بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصـد
رفیق ، میکروفونو بده به دستم
دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت
بذارین بکشمش

از خماری بلرزم
بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصـد
رفیق ، میکروفونو بده به دستم
دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/16ساعت 17:4  توسط s.g  | 

هر وقت دلم مي گيره از همه ، قلم تو دستمه و مي نويسم از اينكه
سرسخت بايد پاي دردا وايستم ، تا برسم به فرداهاي روشن
قلبم ميگه ميكروفونو بردار ، تو بخون حالا از همه ي دردات
تا مرهم باشه واسه دل شكستت ، تا نموني تو با اين گله و حسرت

ميدوني اينو كه ياس از توو داره نقصي ، گذشته هام مثل طومار مغزي
دور و بر منو مثل ديوار فرضي ، ميگرن ميشن مثل يه بيمار مغزي
نميدونم كه كي داره تقصير ، حوصله ندارم بكنم اينا رو تفسير
وقتي كه اشكت چكيده يكي يكي ، حرفی كه تو قلبته بگو به كي بگي
داستان منو نميدوني تو زير آسمان كبود ، حالا اون آدم راز دار و صبور
واسه ي خونواده پاسداره هنوز ...
گذشته ي منه مثل كتاب داستان ، به دنبال يه روزي كه بتابه آفتاب
يه حس ميگه به اون روز نزديكم ، نزديك ... نزديكتر

هر وقت دلم مي گيره از همه ، قلم تو دستمه و مي نويسم از اينكه:
سرسخت بايد پاي دردا وايستم ، تا برسم به فرداهاي روشن
قلبم ميگه ميكروفونو بردار ، تو بخون حالا از همه ي دردات
تا مرهم باشه واسه دل شكستت ، تا نموني تو با اين گله و حسرت

وقتشه ديگه بخونمو وقت ندم ، بگم از روزايي كه زير برف يخ زدم
مقصدم كه به سمت كسب درآمد و حالا ديگه ازم رفته طراوت
تو پول در مياري و يعد سركار ، مي بيني جيب شده هم وزن پر كاه
فقط خودتي و دوروبرت مشكل ، اون وقت كيه كه بكنه تر و خشكت
آره اين روزا اوضاع آرومه مشتي ، فردا از سختيا تو بارون اشكي!!
روزي ميرسه كه بابا مامان پيرن ، يا مثل پدر من از دنيا ميرن
حالا 7 ساله كه خاليه پشتم ، خدا بوده فقط باعث و باني رشدم
خيلي سخته ولي ميدونم ... اينو ميتونم ...

هر وقت دلم مي گيره از همه ، قلم تو دستمه و مي نويسم از اينكه:
سرسخت بايد پاي دردا وايستم ، تا برسم به فرداهاي روشن
قلبم ميگه ميكروفونو بردار ، تو بخون حالا از همه ي دردات
تا مرهم باشه واسه دل شكستت ، تا نموني تو با اين گله و حسرت

وقتشه به تو بگم تو بدوني پس يه حرفي كه ميخونم هست درون قلب
تو سختيا چگونه من با يه كوه غم ، رو قلبي كه ديده شكسته جلو برم
خسته و اسير درد تو مسير بعد ، وقتي كه كسي نبود و
رفيق من ، به سختي يه چيزي كه شد نصيب من
پس بذار از اين بعد بذار به تو بگم ، عزم رو جزم ميكنم مثل سرباز
اينو بدونيد نيستم يه قصه پرداز ...
پرواز ميكنم به سمت هدف ، پس باخت كسي كه به حمله نرفت
تا حالا سرنوشت بوده يه داور بد ، ولي دليل نميشه برسم آخر خط
حالا خيلي مونده ولي تخت گاز جلو ميره با فكر و مغز و باز

هر وقت دلم مي گيره از همه ، قلم تو دستمه و مي نويسم از اينكه:
سرسخت بايد پاي دردا وايستم ، تا برسم به فرداهاي روشن
قلبم ميگه ميكروفونو بردار ، تو بخون حالا از همه ي دردات
تا مرهم باشه واسه دل شكستت ، تا نموني تو با اين گله و حسرت

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/27ساعت 19:28  توسط s.g  | 

«صلح تویی»

حالا منم و ورق روی ورق ، قلمِ
روی تنم ، عرقِ
توی سرم ، کلمه
توی دلم ‌‌ ، هدفِ
بذار برم به طرفِ
اون کسی که توی دنیا شده یه ملکه
بذار
بذار حالا دیگه بخونم از کسی که
هست دنیا واسه اون بدون مرز
کسی که سالها پیش داشته توان خاصی
به راستی توی زبان فارسی
حالا دیگه می‌دونن اینو مرد و زن‌ها
حتی خدایی که نداره المثنی
یهودی و مسیحی یا که هر مسلمان
یه سرباز واسه مرگ و سر باز
که صدبار اسمش رو تو تسبیح
من ذکر می‌کنم و می‌گم جلو تو تسلیم
شعرهایی که به صد زبون ترجمه شده
حالا واسه من، تو یه سنبل
دیگه می‌گذ‌ره از رفتن تو ۸۰۰ سال
ولی هنوزم الگو می‌گیرم از اشعار تو
رفتی ولی تو می‌دونی
که بزرگترین شاعر ما همه تویی رومی
تو ویرونی من و شرایط سخت من
تو با کلماتت به من گفتی تو می‌تونی
آره،
رفتی ولی تو می‌دونی
که بزرگترین شاعر همه ما تویی رومی
آره،
رفتی ولی تو می‌دونی
که بزرگترین شاعر همه ما تویی رومی
تو ویرونی من و شرایط سخت من
تو با کلماتت به من گفتی تو می‌تونی
روزهایی که نگرانم بار سخت،ِ بر دوش
با کلمات تو من می‌شم مست و مدهوش
می‌خونم اینو بدونی تا روزی که بمیرم
تک‌تک کلمات تو از یاد من نمی‌رن
پس وقتش ، اینو بدون
که یاس تا آخر عمر وفادار ، به تو
که اگه دیگه تو نباشی بگو چطور
که باز یاس داستان داره بدون تو، نه
این عشقی که تو دل من ، به توِ
که منو می‌بره به روی صحنه
دیگه بگم از اینکه مونده حالا یاس و یک فن

فرمول کلمات رو از تو یاد گرفتم
آره،
رفتی تو، ولی تو می‌دونی
که بزرگترین شاعر همه ما تویی رومی
تو ویرونی من و شرایط سخت من
تو با کلماتت به من گفتی تو می‌تونی
باید اینو بدونی که تو که کسی بودی که
که یکی یکی ِ کلمه‌هایی که توی دل تو بوده
و واسه من و خیلی‌کسایی که
شعرهای تو رو با دل و جون و وجود درونی می‌خونند
می‌دونن اینو که
تو یه الگوی جاودانه‌ای
واسه‌ی زمینی که باغ تو ای باغبان
این ، که منو به سوی تو می‌کشون
که تو چطور خودت رو تو دل این همه آدم‌هایی که
حتی کتابای تو رو به زبون خودشون ترجمه می‌کنن و
عشق‌و با کلماتت رو تجربه می‌کنن
اسمت‌و می‌خونن و می‌گن مولانا رومی
که توی فرهنگ صلح تو بالا بودی
یه رودی، یه رود زلال و شفاف
که منم همیشه دیگه دنبال حرفاش
چه جالب ، که این بوده ترس رومی
که اون متعلق باشه به یه مرز و بومی
حالا رومی رفته و باز دشمن زیاده
یه سری تانک سوارن، یه مشت هم پیاده
به خاک سپرده شده توی قونیه یک روز
منم می‌خوام باشم رومی امروز

آره،
رفتی ولی تو می‌دونی
که بزرگترین شاعر همه ما تویی رومی
آره،
رفتی ولی تو می‌دونی
که بزرگترین شاعر همه ما تویی رومی
تو ویرونی من و شرایط سخت من
تو با کلماتت به من گفتی تو می‌تونی

آره،
رفتی ولی تو می‌دونی
که بزرگترین شاعر همه ما تویی رومی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/20ساعت 14:38  توسط s.g  | 

... و چشمانت راز آتش است

و عشق ات پیروزی ی آدمی است

هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد

و آغوشت

اندک جایی برای زیستن

اندک جایی برای مردن

و گریز از شهر که با هزار انگشت

به وقاحت

پاکی آسمان را متهم می کند

کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود

و انسان با نخستین درد

در من زندانی ی ستم گری بود

که به آواز زنجیرش خو نمی کرد

من با نخستین نگاه تو آغاز شدم...

تقدیم به

p.s

عزیزم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/13ساعت 21:19  توسط s.g  | 

حتما شما هم این جمله رو شنیدید یا حتی  اونو به کار بردید که قلبم شکست...!!!

به گفته متخصصان اینکه قلب انسان می شکند فقط اصطلاحی در اشعار نیست بلکه یک پدیده واقعی است که واقعا به انسان اسیب میرساند

تحقیقات نشان میدهد که دردی که ناشی از فشارهای احساسی به انسان وارد میشود  بسیار عمیق تر و طولانی تر از جراحات و اسیب های جسمی است!!!

پژوهشگران میگویند:این تنها چوب و سنگ ها نیستند که به انسان اسیب میرسانند بلکه گاهی واژه ها دردناک تر هستند گروهی از محققان بین المللی در این مطالعات نشان داده اند که بیشتر موارد تاثیر عمیق و ناخوشایند شکستن قلب انسان واقعا  اتفاق میافتد!!!

حالا دلت میاد دل کشی رو بشکنی؟!

از ته دلم میگم:

عاشقتم برادر...

YAS4EVER 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/11ساعت 20:48  توسط m.r  | 

در سال 1982 ميلادي در تهران متولد شد . ياس اولين بار در سن 1۶ سالگي شروع به گوش کردن به موزيک هاي رپ کرد وقتي که پدرش مي خواست از سفر تجاري از آلمان بازگردد ، براي او آخرين سي دي هاي " توپاک " و ديگر خواننده هاي هيپ هاپ را مي آورد .
بعد از مرگ ناگهاني و نا به هنگام پدرش ، ياس در موقعيتي قرار گرفت که مي بايست مسئوليت خانواده خود را به عهده گيرد . بدهي هاي پدرش که بر دوش او افتاده بود به سختي توانست از پس مخارج خانواده خود برآيد .
ياس در سن 18 سالگي مجبور شد روياي رفتن به کالج را کنار بگذارد ، شروع به کار کند و آخرين بازمانده هاي خانواده اش ( مادرش ، برادر کوچکتر و خواهرانش ) را ساپورت کند . اين زماني بود که شروع به نوشتن شعرهايي کرد که خيلي زود به متن موزيک هاي او تبديل شدند . اين همچنين راهي براي او بود تا با خاطرات پدرش نزديک بماند .
بعد از لزلزله بم در ايران ، ياس ازشمار گشته شدگان ( نزديک به ۵0 هزار نفر ) در آن مصيبت به شدت ناراحت شده بود ، اين زماني بود که او اولين آهنگش را به نام "بم" نوشت . اين ابتداي حرفه خوانندگي او بود . او دريافت که در مسير موسيقي رپ اين توانايي را دارد تا با مردم به وسيله ي گفتن تمام داستان ها ارتباط برقرار کند . چيزي که او گمان مي برد بيانشان به وسيله ديگر سبک هاي موسيقي که فقط شامل چند وزن و قافيه بودند امکان پذير نيست.
با نگاهي به مسير موسيقي او ، او اين توانايي را داشت تا به مردم الهام ببخشد و قلب ميليون ها جوان ايراني را به تسخير خود در آورد او تصميم گرفت تا آهنگ هاي خود را به مسئولان معرفي کند و براي گرفتن مجوز انتشار يک آلبوم تقاضا دهد .
سال ها " نه " شنيدن از مسئولان و بارها مورد تمسخر قرار گرفتن براي سبک خوندنش ( رپ ) که شباهت داده مي شد به "روزنامه خواني" ، تلاش هاي او در آخر به ثمر نشست.
تا اين زمان ، در حرکتي بي سابقه شش تا از ده آهنگ او مجوز انتشار دريافت کرد و به زودي ياس تبديل به اولين رپر در ايران شد که موفق به انتشار يک آلبوم به صورت قانوني مي گرديد. ياس : " من در آهنگهايم فحاشي نمي کنم يا در مورد سکس و خشونت نيز نمي خوانم. من مي خواهم که قادر باشم تا با افتخار آهنگهاي خود را درمقابل خانواده ام بخوانم . آهنگ هاي من معمولا با شکايت يا دردهاي اجتماعي شروع مي شوند ولي هميشه با اميد خاتمه مي يابند. اين بسيار مهم است که به نسل جوان القا کنيم تا به بالاترين درجه خود برسند و بهترين باشند . ما به اين نيازمنديم"

به راستي در اندک زماني ياس از کسي که در مقابل گروه هاي کوچک مي خواند تا امروز که او يکي از محبوب ترين رپرهاي ايراني است . امروزه آهنگ هاي او توسط ميليون ها کاربر در سراسر دنيا از طريق وبسايت هاي متفاوت و صدها وبلاگ فارسي شنيده و دانلود مي شوند.
در سال 200۶ ياس آهنگي نوشت به نام " سي دي رو بشکن " که درباره يک هنرپيشه زن خوشنام ايراني نوشته شده بود . کسي که قرباني يک توطئه غيراخلاقي شده بود . در آن آهنگ ياس از تمام مردمي که نقش در بي اعتبار کردن آن هنرپيشه داشتند انتقاد کرد و از همه درخواست کرد که جلوي انتشار آن مايه شرمساري را بگيرند و آن فيلم را از کامپيوترها و موبايل هاي خود پاک کنند .
آن آهنگ باعث بوجود آمدن خشمي در ميان جوانان ايراني شد و هزاران نفر نوشتند و اعتراف کردند که آن سي دي را شکسته اند. گفته شده است که آن آهنگ حداقل در ايران مابين 3-2 ميليون بار شنيده و دانلود شده. موسيقي ياس مرزها را درهم نورديد و به آن سوي آب ها رفت و اکنون او به سرعت به صداي نسل خود تبديل مي شود . براي ايرانيان داخل و خارج کشور از او تقريبا به توپاک ايراني ياد مي کنند .
ياس در آهنگ " هويت من" از غرورش نسبت به ميراث و تاريخ ايران مي خواند و به فيلم جنجال برانگيز " 300 " اشاره مي کند ، آن آهنگ به نوعي از سرود ملي براي نسل هاي جوان تبديل شد ، به خصوص يهوديان ايراني که مشتاق براي ارتباط با فرهنگ و تاريخ غني خود هستند . موسيقي او ، استاندارد جديدي براي رپ ايران به وجود آورد .و الهام بخش افراد بسياري شده و رپرهاي فارسي را به سوي خود مي آورد تا از سبکش با خواندن آهنگ هاي معني دار و مثبت پيروي کنند .
شما او را خواهيد ديد که با ديگر هنرمندان همکاري مي کند تا پرشين رپ را به دنيا معرفي و جهاني سازد .
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/10ساعت 22:14  توسط s.g  | 

salam! nemidonam vase chi omadam omadam begam ay adama dele hamdgaro nashkanim hichvagt gol bedin hamaton mimonid va irano dobare misazid hamaton gol bdid yas to ham gol bd mimoni va irano ba ham dge misazim irani sarshar az mohebat azadi edalat gol bdid k nemirid b keshvarhaye b estelah motamaden va demokrasi begid k mimonid  YAS DOSET DARM TOYI HAMDAME TAMAME TANHAYI HAM

I LOVE YOU SO MUCH

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/10ساعت 12:19  توسط f.a  | 

rastesh manam dg kam ovordam man to un kojaye in donya vastadim akhe ta key adam mitone faryadesho gort bd va shaba ba cheshe nam bkhabe in ensaf nist dardamono b ki bgim koja faryad bezanim khoda pasho man y chand sali bat harf daram khoda pasho pasho to narahat nasho az karam(f.a)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/06ساعت 10:25  توسط s.b  | 

salam bax!me f.a hastam amma b dalile nabod shodane useram daram ba usere s.b matlab minevisam.nemidonam chy bgam vali vagti shenidam yas b weblogemon sar zade kolli gerye kardam dastam milarzid.kheili khosh hal shodam.yas joonam bazam b in weblog sar bezan.

I    LOVE    YOU SO MUCH!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/06ساعت 10:6  توسط s.b  | 

از تو گذشتن سخته با تو نبودن درده واسه من، زنده بودنم مرگه بدون تو و عشقت واسه من، وجود من مال تو قلب تو هم مال من عزیزم،رفتن تو مرگ منه دستای تو، تو دستمه نگو که باید جدا شیم

نبود تو نبودمه، بدون تو کم می آرم تا پای جون دوست دارم اگه تو از من جدا شی امید موندن ندارم، واسه با تو بودن زندگی مو باختم یه کلبه ای از عشق واسه تو ساخته م من، عاشق تو بودم عاشق تو هستم درای دلم رو روی همه بستم من،

زندگی م تا الان بوده عذاب و پس یاد گرفتم که برم جلو عصا به دست، حس می کردم که به انتها رسیده طاقت خودمو رها کردم و زدم به سیم آخر، فکر می کردم تموم شده دیگه دوره پاک وقتی دیدیمت فهمیدم تو این کره خاکی می شه هنوزم دوست داشت و عشق نمرده فهمیدم اینو که زندگی م چشم نخورده، من عشق و با تو می خوام چون که تو دل بقیه مرد این دل ساده م شکست و بخیه خورد،با اینکه نور این دلم بتابه روتو عوض نمی کنم با بقیه یه تار موتو،آدما دلمو شکستن و اینو یادم دادن که دیگه خودم و قایم بکنم از عالم آدم، می خوام بیای جون پناه دل خسته م باشی پس بی تو می دونم زندگی م از هم پاشیده س، رفتن تو مرگ منه دستای تو تو دستمه نگو که باید جدا شیم نبود تو نبودمه، بدون تو کم می آرم تا پای جون دوست دارم اگه تو از من جدا شی امید موندن ندارم،

من و تو با همه فرق داریم اینو خودتم می دونی اگه تو بری می میرم تو بگو که با من بمونی، دارم از چشمات می خونم که حالا منتظر یه مرده مردی که همه احساساتش منحصر به فرده، همه دردای من توی بغض صدامه آره داستان زندگی همچنان ادامه داره، ولی بسه تک وتنهایی ادامه دادن می خوام منم بگم تو آسمون یه ستاره دارم، غرور و می ذارم کنار پس بذار تا بگی که مثل تو پیدا می شه از هزار تا یکی، دل من بد جوری بی تابه به خاطر با تو بودن تو رو می خوام با تمامه وجود و تار وپودم، می دونی کلی منتظر موندم تا شبی که بهم بگی از اینجا به بعد تویی واسم شریک زندگی، پس می اد پایین حالا قلم یاس بی تو دیگه واسه من پایان کلمه هاست، واسه با تو بودن زندگی مو باختم یه کلبه ای از عشق واسه تو ساخته م من، عاشق تو بودم عاشق تو هستم درای دلم رو روی همه بستم من،

تقدیم به p.s عزیزم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/04ساعت 21:32  توسط s.g  | 

سلام امروز یه پسر اومد گفت که ازش فال بگیرم منم یاد ترانه ی یاس افتادم و جای یدونه پنج تا ازش فال گرفتم

راستی با ام.آر موافقم من يكي كه شخصا قول ميدم از اون قماش آدما باشم  

خدايا

به من زيستن عطا كن

كه در لحظه ي مرگ

بر بي ثمري لحظه اي كه

براي زيستن تلف كردم

سوگوار نباشم

عاشقتونم

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت 18:17  توسط e.v  | 

همین دی شب تو اینترنت یه عکس جالب و در عین حال غم انگیز از یکی از خواننده های ایرانی محبوب رو دیدم که با توجه به شناختی که ازش داشتم بشدت متعجبم کرد!تفکر مثبت به من میگه که به ساختگی بودنش امیدوار باشم(البته  در جستجوی یافتن حقیقت هستم)

و...

چه حکمتی هست در اینکه همه از این کشور میرن؟!تحصیل کرده ها که میرن  میگن خوب فرار مغزهاس!!!ولی هنرمند هامون چی...!؟یعنی دارن به طرفدارانشون پشت میکنن؟!جدیدا هم یکی دیگه از خواننده هامون رفت و اونور ابی شد.

به نظر شما این فرار از مشکلات یا غرق در موفقیت شدن!یعنی تو اروپا و امربکا موفقیت خیرات میکنن!!!

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/01ساعت 0:17  توسط m.r  | 

به من قول بده که همگی واکسن نامردی ودوبه هم زنی وتهمت وریا بزنیم

به خودمون اجازه ندیم دل همدیگه رو بشکنیم وهمدیگه رو فراموش کنیم وقتی قادریم به هم کمک کنیم دست همدیگه رو بگیریم و حاضر نشیم برای صعود خودمون همنوع هامونو زیر پاهامون له کنیم!!!

عاشقتم برادر...

Yas4ever

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/27ساعت 20:8  توسط m.r  | 

پاشو که وقت نداریم شب کوتاهه یه دقیقه رو حروم نکنیم صبح تو راهه بیا و چشاتو باز کن تو بخند ناز کن تو آسمون دل من تو پرواز کن تو یک نگاه تو شدی تکیه گاه می دونم که خدا تو رو به من هدیه داد دلمو بردی حالا صبر کن نرو کجا بیا و بمون دیگه پیشم بابا تو رو خدا یه دفعه نری جدا شی با ید منو تو ما شیم به هم انرژی بدیم و پر از اقتدار شیم آره جمله مو با تو تموم می کنم همه عمرمو

همه عمرمو با تو سر کنم

بازم کمه بازم کمه

لحظه لحظه هامو از تو پر کنم

بازم کمه بازم کمه

اگه فردارو می خوام برای با تو بودنه

بازم کمه بازم کمه

خورشید و ماه و ستاره ها رو با تو دوس دارم

ابرای آسمونو بارونو با تو دوس دارم

دوس دارم سر بذارم رو شونه هات خوابم کنی

دوس دارم سپیده دم با بوسه بیدارم کنی

بازم کمه بازم کمه بازم کمه بازم کمه

بیا بمون دیگه حالا با ما تو باز ببین اومدن اینجا حالا سامانو یاس تپش قلب من واسه تو هست و بود هنوزم دلم می خواد ببرم دست تو موت پس از ورو د تو نفس ربو ده شد ازم تو بودی که ازت سرودم واسه رسیدن به تو منم بد سرسخت حتی اگه فاصله ها باشه صد فرسخ پس اشتباه نکن و منو از دست نده هرگز بر نمی دارم دست از سرت دوری من از تو حالا هست مسئله عشق من!

خورشید و ماه و ستاره ها رو با تو دوس دارم

ابرای آسمونو بارونو با تو دوس دارم

دوس دارم سر بذارم رو شونه هات خوابم کنی

دوس دارم سپیده دم با بوسه بیدارم کنی

بازم کمه بازم کمه بازم کمه بازم کمه

بیا بمون دیگه حالا با ما تو باز ببین اومدن اینجا حالا سامانو یاس تپش قلب من واسه تو هست و بود هنوزم دلم می خواد ببرم دست تو موت پس از ورو د تو نفس ربو ده شد ازم تو بودی که ازت سرودم واسه رسیدن به تو منم بد سرسخت حتی اگه فاصله ها باشه صد فرسخ پس اشتباه نکن و منو از دست نده هرگز بر نمی دارم دست از سرت دوری من از تو حالا هست مسئله عشق من!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/27ساعت 12:52  توسط s.g  |